|
|
|
|
|
با سلام خدمت دوستان عزیز
با توجه به اینکه هم اکنون دو گروه فعال در دانشکده فنی مهندسی تهران مرکز فعالیت گسترده دارند و بسیاری از اهداف این وبلاگ با اهداف فعالان این گروه ها مشابه است، امید دارم که بتوانند پاسخ گوی نیازهای دانشجویان باشند. بنابراین دیگر نیازی به فعالیت ضعیف این وبلاگ وجود ندارد. این فعالیت ها یکی در قالب وبلاگ با آدرس اینترنتی http://www.mohandeskade.blogfa.com و دیگری در قالب انجمن اسلامی دانشگاه آزاد "آسا" فعالیت می نماید. برای تمامی دوستانی که در این گروه ها فعالیت می کنند آرزوی موفقیت دارم. با تشکر "مدیریت وبلاگ" |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 12:19 توسط من یکی
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان جلسه ای با حضور شما دوستان عزیز در راستای تعیین اهداف وبلاگ و بهبود وضعیت آن در اولین فرصت بعد از اتمام امتحانات ترم برقرار خواهد شد. از همگی شما دوستان عزیز تقاضا دارم که با شرکت در این گردهمایی و ارائه نظریات خود در جهت بهبود وضعیت دانشگاه و کیفیت آموزشی قدم بردارید.
با تشکر مدیریت وبلاگ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 21:5 توسط من یکی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام تعدادی از دوستان در نظرهایی که داده بودند خواستن که هدف اصلی خودمو از نوشتن مطالب وبلاگ مشخص کنم. باشه. منم خیلی ساده و مختصر عنوان میکنم: "یاد گرفتن دوست داشتن همیدیگر و گرفتن حق خودمون با همبستگی و اتحاد" ببینید شاید در نظر خیلی ها کاری که داره انجام میشه کم اهمیت باشه ولی ببینید من در قبال کاری که انجام میدم هیچ توقعی از کسی ندارم. ضمنا آدم بیکاری هم نیستم که از روی سرگرمی و تفریح بیام و مطلب بنویسم خصوصا در این ترم که 20 واحد درس تخصصی دارم. من هیچگاه ادعا نکرده ام که آدم خوبیم ولی تلاش میکنم که خوب باشم و همین برایم کافی است. تنها خواسته ام این است که محبت را درون خودمون پرورش بدیم و این خواسته زیادی نیست. در دانشگاهی که هیچ تشکل و تجمع فرهنگی الا بسیج وجود نداره نیاز به یک تجمع مجازی بصورت یک وبلاگ بیشتر احساس میشه. دوران دانشجویی در مقطع کارشناسی برای هیچ یک از ما تکرار نخواهد شد و این بهترین دورانی است که حداقل مهارتهای زندگی را یاد بگیریم. حال شما اگه میگین که این وبلاگ کارایی نداره باشه یه نظر خواهی میذاریم و اگه اکثریت نظرشون همین بود تعطیلش میکنیم. ولی اگر خواستتون اینه که فعالیت وبلاگ زیاد بشه. باید بگم کاملا بجاست ولی برای من تنها بیشتر از این امکان نداره. اگه کسی از دوستان واقعا میخواد فعالیت کنه من بشدت استقبال میکنم. اگه فقط 7 نفر از دوستان تو وبلاگ حضور فعال داشته باشن و هر روز هفته را یکی از دوستان مطلب بذارن مطالب هر روز آپتودیت میشه و این عالیه. قبول دارم که کار وبلاگ خیلی کنده بنابراین از شما دوستان عزیز خواهش میکنم راه حل عملی پیشنهاد بدین. حتی میتونیم یک جلسه حضوری بذاریم و هر کسی اگه نظر خاصی داشت اعلام کنه. در پایان صمیمانه از شما میخواهم که مانند تماشاگران فوتبال نشینید روی صندلی و بگید که فلانی باید گل بزنه. بیایین توی زمین و خودتون گل بزنید تا ما هم تشویقتون کنیم. بیایید خوش بینانه و مهربانتر به زندگی نگاه کنیم.
یادداشت: " من مهربانی را در نگاه کودکی میبینم که آبنبات خودش را به دریا انداخت تا آب دریا شیرین شود" |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 17:59 توسط من یکی
|
|
||
|
|
|
|
|
هيچگاه فکر کردهايد چرا بدنيا آمدهايم؟ هيچگاه فکر کردهايد چرا داريم زندگي ميکنيم؟ و هيچگاه که چگونه زندگي ميکنيم؟ شايد خيلي از شماها بگوييد بيخيال بابا. بازهم اين جملات فلسفي که حال گوش کردنشو نداريم. باشد نخونيد و گوش نکنيد ولي همينقدر بدانيد و بدانيم که پايه و بيس زندگي تعريف همين سئوالاست. بقيهي چيزها مثل ماديات و مدرک و ... بر روي همين پايه و اصول ساخته ميشوند. خيليهامون فکر ميکنيم اگر يه مدرک از اين دانشگاه بگيريم و خلاصه يه پارتي هم جور ميشه و يه جايي کار پيدا ميکنيم و بعدش هم ازدواج و يه زندگي راحت و بيدردسر و ... . بايد بگم اگه اينجوري فکر ميکنيد سخت در اشتباهيد. حالا گيريم که همهي اينها شد و ما صاحب آنها شديم. ببينيد هيچ فکر کردهايم که وقتي سنمون شد 60 يا 70 يا بيشتر وقتي برگشتيم پشت سرمون را نگاه کرديم که چيکار کرديم فقط يه سايهي تاريک خواهيم ديد که هر روز طبق معمول يک برنامه روتين را پيش گرفتيم و 30 ، 40 سال همين روند را انجام داديم. بعدش چي؟ هيچي . افسوس. دوستان عزيزم منم درست مثل شما پاسخ خيلي از سئوالات برام مبهمه. ببينيد خيلي از ماها به همين دانشگاه و به همين امکانات در قبال پولي که پرداخت ميکنيم راضي هستيم. مي دونيد چرا؟ چون تا حالا خودمون به زحمت کسب درآمد نکردهايم. البته خيلي ها اين کار را در آينده هم نخواهند کرد. چون اونقدر براشون مونده که دست به سياه و سفيد نزنن. خيلي ها که توي دانشگاه کارشون شده عوض کردن مدل گوشي تلفن همراهشون و يا مد لباس و ظاهر و يا حتي ماشينشون. افرادي که شخصيت خودشونا دارن پشت يه گوشي و يا يه ماشين پنهون مي کنن. از نشون دادن پاکي و صداقت روحشون عاجز موندن و حالا دارن با قطعات فولادي و پلاستيکي يک گوشي و يا يه ماشين يا ... خودشونا به ديگرون مي شناسونن. حال آنکه خودشون چيزي بسيار با ارزش تر از يک اتومبيل شيک و يا يک ساختمان مجلل دارند ولي از ابراز آن نا توانن. خيلي واضح و بي رودبايستي بايد بگم کساني که خيلي راحت راضي به رضاي مسئولين دانشگاه شدن و دم بر نمي آورن لياقتشونا در همين حد مي دونن. از کسي که دوست داشتن و صفا و صميمت را هرگز ياد نگرفته، کسي که احساسات برايش تعريف نشده است، کسي که قدرت ريسک را در وجود خود احساس نمي کند و بودن در جمع هاي دوستانه و صميمانه برايش دردناک است بيش از اين نميتوان انتظار داشت. دوستان کسي ما را دوباره به دنيا نخواهد آورد. زندگي يکباره اونقدر طولاني نيست که بارها در آن اشتباه کنيم و فرصت جبران داشته باشيم. پس بياييد باهم يکصدا و همدل با دوستان خود حداقل براي يک بار هم که شده در تاريخ دانشگاه آزاد جمعي بوجود آوريم و قدرت جمعي و اصولي خود را به نمايش بگذاريم. بياييد بگوييم که اين دانشگاه به اين شکل حق ما نيست و لياقت ما را ندارد. بياييد اين وبلاگ را محلي براي تجمع دوستانه خود بسازيم. آدرس اين وبلاگ را به دوستان و همدانشکده ايهاي خود بدهيم. در ضمن فراموش نکنيم که کارهاي بزرگ از جاهاي کوچک آغاز ميشود. يک رودخانه خروشان از سرچشمه هايي با آب بسيار کم تشکيل مي شود. همين حالا تغييرات را در خود بوجود آوريم. همين لحظه زمان تحول بزرگ است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 17:25 توسط من یکی
|
|
||
|
|
|
|
|
براي دانشگاه آزاد... ! در پشت اين ميز ما در خيال وضع خيط و پيط خويشيم؛ يعني كه اينجا در اين اتاق سرد و نمناك شادان و شنگوليم از گفتار استاد اينجاست دانشگاه آزاد ! *** ما در خيال مدرك بي مصرف خويش آينده تابان كشك آلود خود را -آرام، آرام- در اين تجارتخانه معروف و گمنام چشم انتظاريم چوخ بيقراريم! *** آينده ساز مرز و بومي شير تو شير كمبود امكانات و كشك و قند و چايي بي اعتدالي، نارسايي الحق چه خوش گفته « ابو المجد سنايي « اي دل بلا، اي دل بلا، اي دل بلايي ! » *** از سرزمين « اسب ابلق، سم طلا» ييم ! پادر هواييم ! آه اي رئيس كل دانشگاه آزاد در جيب من ديگر نمي يابي پشيزي از لطف سركار من غوره اي بودم، ولي گشتم مويزي ! آيا ميان آنچه در زنبيلتان است، هنگام ثبت نام در آغاز هر « ترم » چيزي به نام « رحم » يا « انصاف » هم هست ؟! *** طرح جديد « علم بازار شبانه » (!) ما را ز شكوا كرد مأيوس ! لبهايمان را مثل « زيپي » روي هم دوخت صد جايمان سوخت ! آه اي بزرگاني كه اندر رأس كاريد وقتي كه روز اول ترم شهريه ها را مي شماريد، آنگه كه خوشحاليد و شنگوليد و دلشاد آهسته زير لب بگوييد: « بيچاره دانشجوي دانشگاه آزاد ! » با تشکر از دوست عزیز "غلامرضا رزم گیر" که این شعر زیبا را برایمان فرستاده اند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 6:32 توسط من یکی
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 13:56 توسط من یکی
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 13:47 توسط من یکی
|
|
||
|
|
|
|
|
اندر حکایات همی یافتم که در بلاد ایران زمین دارالتعلیمی به غایت زیبا و به نهایت نیکو تاسیس شده است که مردمان از هر صنف در آن داخل
شوند و به تعلیم و تعلم علوم مختلفه بپردازند. در تلاش برآمدم تا از
خصوصیات آن دارالتعلیم همی دانم و فهمم که چگونه چنین کنند. اندر
کتابخانه همی گشتم تا دو نسخه با نام گرانقدر " شرح کاسبی بحیلت
الجاسبی" و " ظلم مازاد فی دانشگاه آزاد" در آن باب جستم. اندر آنها
تورقی نموده و همی خواندم و جستم که در سنه یکهزار و سیصد و
هشتاد و پنج خورشیدی مردی از آن دیار به حکومت توانستی رسیدن
که ادعای عدل همی داشتی و مکررا میفرمودی که من چنان کردم و
چنان کنم و وی را شیخ محمود نام بود. که به چین و ماچین سفر
همی نموده و در ممالک مختلف سخن همی می راند و می گفت که
با دشمنان چنان رفتار باید که آنان را شاید. و از پیروان سرسخت دفاع
از " انرجی هسته ای " و " مکاشفه اتم " بوده است. که همانا
" انرجی هسته ای حق المسلمون " . مع الوصف این نیک مرد عالم همی خواستی که سلطان دارالتعلیم را
که وی را خواجه عبدالله جاسب الدوله فرزانه نام بود از تخت به زیر
همی کشد و وی را برکنار نماید و دیگری را بجای وی گمارد. و اما این
خواجه عبدالله فرزانه از چنان نفوذ بالایی در میان رئیسان و مشاوران
عالی رتبه مملکت برخوردار بود که پیام و رعب های شیخ محمود در
وی موثر نیفتاد و وی همچنان بر ستم خویش بر رعایا می افزود و آنان
را هر روز بیشتر تلکه کردندی و در هر سنه از آنان هزار هزار زر سرخ
بستدی و در کیسه خویش همی کردی و در عوض بر آنان خشم گرفتی
که " هذا دانشگاه الآزاد لمن تقول" و این طفلان از خشم سر به جیب
فرو می بردند و مخذون و نالان به گوشه ای می خزیدند و حال در این
دارالتعلیم نه مکان مناسبی برای " دارالتجربه " (آزمایشگاه) موجود بود
و نه امکاناتی در خور آن و در آن مکان هیچ مقرری من باب " انجمن
علمی " در نظر نگاه نداشته بودند و امثالهم. و خوراکی به مانند خوراک
زندانیان ابوقریب هر روز به این بیچارگان و ضعیفان همی دادند و کس را
یارای مقابله با این همه ستم نبود که آه از نهاد هر انسان آگاه برآورد.
در تاثر فرو همی رفتم که چگونه رندان خون این ملت در شیشه همی
کردی و این همه ظلم به آنان روا همی داشتی که دیگر طاقتم نماند و
اندر آن مکاشفه از خویش بیخود شده و آب از دیدگان جاری همی
کردمی و راه دارالمجانین پیش گرفتم و در زیر لب این کلام الهی را
زمزمه همی نمودمی که الله باری تعالی فرموده است " ان المک یبقی
مع الکفر و لا یبقی مع الظلم ".
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 16:27 توسط من یکی
|
|
||
|
|
|
|
|
روز گذشته تعدادی از دانشجویان دانشکده علوم پایه در مقابل در ورودی دانشکده تجمع نموده و به عملکرد ضعیف مسئولین نسبت به نبود امکانات اعتراض کردند. در این اعتراض که اهم خواسته های دانشجویان عبارت بود از : ۲. قطعی برق و عدم روشنایی کامل کلاس ها ۳. نبود آب آشامیدنی در دانشکده ۴. عدم ایمنی در راه پله ها ۵. عدم وجود پارکینگ ابتدا آقای غفوری عدل معاون دانشکده علوم به خواسته های دانشجویان پاسخ گفت. از جمله پاسخ های ایشان به در خواست دانشجویان برای پارکینگ این بود که : "فکر کنید اینجا هم فلسطینه و طرح ترافیک است" پس از آن آقای تجلیل در جمع دانشجویان حضور پیدا کرده و پس از سخنرانی کوتاهی به پرسش و پاسخ با دانشجویان پرداختند. ایشان در پاسخ به درخواست دانشجویان برای سیستم گرمایشی گفتند که تا پایان هفته بطور کامل سیستم راه اندازی می شود. سیستم روشنایی را منوط به نصب پست برق در دانشگاه عنوان نموده و در پاسخ به نبود پارکینگ گفتند که دانشگاه موظف به دادن پارکینگ به دانشجویان نیست. پاسخ وی نسبت به عدم کیفیت غذا نبود تجهیزات کامل برای پخت و پز در خود دانشگاه و پخت آن در مجتمع ولی عصر عنوان کرد. ایشان افزودند که به محض نصب گاز دو نوع غذا در دانشگاه با قیمت های متفاوتی ارائه خواهد شد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 15:43 توسط من یکی
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستان عزیز لینک Email در وبلاگ قرار داده شده است. خوشحال می شم که با نظراتتون منو راهنمایی بفرمایین. ممنون می شم
Email: mailboy_2004@yahoo.com |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 17:53 توسط من یکی
|
|
||